تبليغاتX
اِقرَا باِسمِه رَبِکَ الذی خَلَق
خوشحالم كه جزء برندگان مسابقه هستم:
سرانجام پس از تاخیر چند روزه!!!!!! نتایج اولین مسابقه وبلاگ نویسی را به شرح زیر اعلام میکنیم.

قبلش توضیح میدم که مجبور بودیم انتخاب کنیم وگرنه اینکار را نمی کردیم.(توضیح این جمله با خودتان) 

نفرات اول:

- حامد بارچیان

- سید حسن حسین نژاد

مطهره سیاه مرگویی

- احمد خطیری

-سعید صالح پور

نفرات برگزیده:

- پوریا آقایان

- محمد مهدی روحی

- ثریا عبداللهی فر

 

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 10:14 | لینک ثابت |

 

                                              Blue Quran

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 22:23 | لینک ثابت |

در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند


 

سوره التكوير

به نام خداوند رحمتگر مهربان

و آنگاه كه كوهها به رفتار آيند

و آنگه كه ستارگان همی ‏تيره شوند

آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد


وقتى شتران ماده وانهاده شوند

و آنگه كه وحوش را همى ‏گرد آرند

درياها آنگه كه جوشان گردند

و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند

پرسند چو زان دخترك زنده به‏ گور

به كدامين گناه كشته شده است

و آنگاه كه نامه ‏ها زهم بگشايند

و آنگاه كه آسمان زجا كنده شود

و آنگه كه جحيم را برافروزانند

و آنگه كه بهشت را فرا پيش آرند

هر نفس بداند چه فراهم ديده

نه نه سوگند به اختران گردان

كز ديده نهان شوند و از نو آيند

سوگند به شب چون پشت گرداند

سوگند به صبح چون دميدن گيرد

كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 22:11 | لینک ثابت |

خداوند در بسياري از آيات قرآن ,انسان را دعوت به تفكر در طبيعت مي كند. تعدادي از اين آيات در اينجا آورده شده اند. قابل ذكر است كه عكسها زير بر اساس سليقه شخصي جمع آوري شده اند و ممكن است نشان دهنده عمق آيات نباشند

سوره الرعد, آيه سه
و اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مي ‏پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه ‏هايى وجود دارد


:سوره الروم, آيه 24
و از نشانه‏هاى او [اينكه] برق را براى شما بيم ‏آور و اميدبخش مينماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو ميفرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مي‏گرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل مي‏كنند قطعا نشانه‏ هايى است

:سوره النحل, آيه يازده
به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مي‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مي‏كنند نشانه‏اى است

:سوره النحل, آيه دوازده
و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏ هاست


:سوره النحل, آيه سيزده
و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بي ‏ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مي ‏گيرند نشانه‏اى است

:سوره الحشر, آيه 21
اگر اين قرآن را بر كوهى فرومي‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مي‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

:سوره النحل, آيه 69
سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مي ‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه [قدرت الهى] است
نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 22:10 | لینک ثابت |

قرآن, سوره 3, آيات 31 و 32           

                                               

ش"بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است"ش
ش "بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد"ش

تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.ش

همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش

اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (2:195, 3:134, 3:148, 5:13 و 5:93) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.

 

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 22:8 | لینک ثابت |

                                   

                                               قرآن ایرانی - قرن پنجم هجری

                

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 22:3 | لینک ثابت |

ای خدا ... ای خدای  خوب و  مهربون قلب کوچکم را با قرآن بیامیز

             

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 21:55 | لینک ثابت |

قرآن. فرهنگ. ادب
در جهان امروز، با همه پيشرفتهايي كه به يمن گسترش و تخصصي شدن علوم در تجهيزات و قدرت نظامي كشورها ايجاد شده است، آنچه كه در تعين نسبت قدرت و توانايي كشورها حرف اول را مي‌زند، ميزان توليد و عرضه كالاهاي فرهنگي و به عبارت ديگر در اختيار داشتن ابزارهاي توليد و امكانات عرضه محصولات فرهنگي با توجه به نيازهاي روحي و فكري نوع بشر است. اهميت اين موضوع زماني روشن‌تر خواهد شد كه به اين واقعيت توجه كنيم كه مصرف محصولات فرهنگي غالباً به صورت مستقيم و بدون واسطه انجام مي‌گيرد و از اين روست كه توليدكننده مي‌تواند نسبت به تحقق تأثيرگذاري مورد نظرش بر مخاطب، اطمينان نسبي داشته باشد.
درست از همين جا زنگ خطر براي فرهنگيهايي كه در اين ميدان تاخت و تاز به هر دليلي ياراي برقراري تقابلي متعادل بين برون رفت يا حذف عناصر گوناگون فرهنگي و دريافت يا تحميل آنها بر خود را ندارد، به صدا درمي‌آيد.
در اين بين لزوماً برنده، فرهنگهاي پربارتر و كهن‌تر و بازنده، فرهنگهاي كم‌بنيه‌تر و به اصطلاح فقيرتر نيستند، بلكه بر با آنهايي است كه خود را مجهز به ابزارهاي گوناگون براي توليد و عرضه فرهنگ چه در داخل مرزهاي جغرافيايي خود و چه در سطح جهاني بكنند.
اما بايد توجه داشت كه در اين عرصه نيز مثل ساير عرصه‌ها هر محصولي مورد پسند نيست و خواهان لازم را ندارد در عين حال عدم اقبال عمومي را نمي‌توان دليل بر وجود اشكالات و نقصان‌هاي ريشه‌اي در محصول توليد شده دانست بلكه كج‌سليقگي‌ها و بي‌دقتي‌هاي مختلف در فرايند توليد و علي‌الخصوص مراحل نهايي كار مي‌تواند به راحتي از مواد اوليه عالي، كالاهايي با ظاهري نه چندان خوش آيند براي عموم توليد و يا بازتوليد كند.
كشور ما ايران داراي بيش از 7 هزار سال تمدن درخشان با نشانه‌هاي مشخص و آشكار است كه چيزي قريب به سه هزار سال آن آميخته با آيين دو پيامبر الهي، زرتشت و محمد (ص) است و از اين ديدگاه شايد بتوان گفت يكي از ديرين‌ترين وكامل‌ترين فرهنگهاي بر پايه وحدانيت را دارا باشد. از سوي ديگر غناي ساير عناصر فرهنگي همچون ادبيات و هنر دركنار دين الهي موجب شد كه در طول تاريخ، چارچوب‌هاي فرهنگ ايراني ـ الهي حاكم بر تمدن به اين سرزمين علي‌رغم مواجه شدن با شديدترين حملات غالباً وحشيانه‌ و فراگير فرهنگ‌هاي ديگر، از پيشرفته‌ترين آنها همچون سلوكيان در ايران باستان گرفته تا بدوي‌ترين آنها همچون مغولها در دوره اسلامي، در امان باشد.
راز اين پايداري را بايد قدرت بالاي صدور و ورود عناصر مفيد فرهنگي در مواجه با ساير فرهنگها دانست كه نمونه آن را مي‌توان در خدمات حقيقتاً متقابل اسلام و ايران و ايرانيان ديد، بطوريكه بدون كمترين تعصبي آيين‌ برابري و برادري را كه محمد (ص) از سوي خدا نويد دهنده آن بود پذيرفتند و با هوش و درايت سرشار خود در بسط و گسترش و پر و بال دادن آن تا جايي پيش رفتند كه تعداد كثيري از بزرگ‌ترين و مشهورترين انديشمندان تمدن اسلامي را در دامان خود پروراندند و تقديم جامعه انساني كردند.
اينكه چه شد كه پس از آن سالهاي درخشان دوره‌اي نسبتاً طولاني ركورد و سكون بر فرهنگ و تمدن ايراني ـ سالامي سايه افكند، جاي صحبت بسيار دارد كه از حوصله اين بحث خارج است ولي يكي از مهمترين دلايل آن همان بود كه پيشتر بدان اشاره شد، يعني از دست دادن يا بدست فراموش سپردن ابزارهاي توليد و فرآوري عناصر فرهنگي با توجه به نيازهاي روز.
به هر تقدير آنچه از گذشته به كار ما مي‌آيد، تنها تجربه است و عبرت، اگر اهل آموختن باشيم و درس گرفتن. از وسايل توليد و عرضه محصولات فرهنگي گفتيم، بد نيست اشاره‌اي هم به خود فرهنگ داشته باشيم، جامعه‌شناسان فرهنگ را مجموعه‌اي از ارزشهاي سنتي،‌عرف‌ها و قراردادهايي در نظر مي‌گيرند كه يك جامعه بشري براي ايجاد نظم و تعادل بين اعضاي خود بدان پايبند است.
به عبارت ديگر فرهگ، مجموع ويژگيهاي رفتاري و عقدتي اكتسابي اعضاي يك جامعه معين است. در معناي وسيع‌تر فرهنگ را مي‌توان مارد بالا بعلاوه برون‌دهي‌هاي جامعه انساني يا همان توليدات هنري گوناگون اعضاي آن دانست. هرچند كه تفسير اخير كمي تمايز بين فرهنگ و تمدن را مشكل مي‌سازد اما به مقصود نزديك‌تر است از اين منظر هنر دين را مي‌توان شالوده فرهنگ يك اجتماع ديني دانست حال آنچه ما پيش رو داريم يك جامعه ديني است با فرهنگي غني و آنچه كه بايد پيش روي ديگران بگذاريم، هنر ديني و انساني است هنري كه با الهام از آموزه‌هاي ديني و با تكيه بر پشتوانه‌هاي مستحكم سنتي و ملي تسخيركننده روح مخاطبان خود باشد.
در بين هنرهاي گوناگون آنچه كه بيش از همه براي يك نشريه فرهنگي ـ دانشجويي بكار مي‌آيد ادبيات است. علي‌الخصوص كه يكي از فعاليت‌هاي نشريه در زمينه قرآني باشد چرا كه قرآن علاوه بر شأن عظيم معنايي خود، يك شاهكار تمام عيار و بي‌همتا در عرصه پر رقيب ادبيات عرب در دوران خود بشمار مي‌رفته است و از همين روي به عنوان اصلي‌ترين ستون و تكيه‌گاه صرف و نحو عرب در تمام سالهاي پس از خود بوده است. از ديگر سو، كمتر اديب صاحب نامي در دوران گذشته و حال ايران سراغ داريم كه بر اين كتاب ارزشمند و مقدس، حداقل از لحاظ لفظ احاطه نداشته باشد
نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 ساعت 21:26 | لینک ثابت |

قرآن سرچشمه علوم
در بين مفسران قرآن مجيد، بايد از كساني نام برد كه مي‌كوشند نشان بدهند كه آيات قرآن، مبشر اختراعات علمي و صنعتي اين دوره است. اين دسته از مفسران بطوريكه از نوشته‌هايشان استنابط مي‌شود، ايمان دارند كه در بين اختراعات تكنيكي نوع بشر كه از نيمه قرن هيجدهم ميلادي به اين طرف توسعه يافته است، و دنباله آن اينك ديده مي‌شود اختراعي نيست كه در قرآن پيشگويي شده باشد.
در اين باره به اعترافات چند تن از دانشمندان جهان اشاره مي‌كنيم.
رنبورت، دانشمند اروپايي چنين مي‌گويد: واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعي و فلكي نوفلسفه و رياضيات كه از اروپا اوج گرفت، عموماً از قرآن اقتباس شده است.
و هرتويگ هيرچفلد نيز مي‌گويد: از اينكه قرآن را سرچشمه علوم مي‌يابيم، نبايد تعجب كنيم.
پرفسور ري‌گليورد دورمان، دانشمند و خاورشناس چين مي‌گويد:.... قسمت ديگر از اعجاز قرآن مربوط به تعليمات و پيشگويي‌هايي است كه در آن مندرج مي‌باشد و اين قرآن به نحو اعجاز داراي اطلاعاتي است كه مرد درس نخوانده‌اي مانند محمد صلوات‌ا.... عليه و آله هيچگاه قادر نبود شخصاً آن كلمات و الفاظ و اطلاعات را جمع‌آوري كرده باشد.
زبان زنبورها:
جاي ترديد نيست كه موجودات ذي روح بلكه عده‌اي از نباتات هم براي ارتباط با يكديگر برنامه‌اي دارند و ناگزيرند روابط اجتماعي خود را حفظ كنند. خداي عزيز درباره زنبور عسل در قرآن كريم مي‌فرمايد: «پروردگارت به زنبور عسل وي كرد كه در كوهها و درختان و كندوها خانه تهيه كن! سپس از تمام روييدني‌ها بخور و راههاي پروردگارت را بپيما....! در اين برنامه علامتي است براي كسانيكه تفكر كنند.»
پرفسور كارل فن فريش، حيوان‌شناس معروف آلماني كه در مونيخ عمر خود را صرف شناختن رمز زنبورها كرده است، مي‌گويد: زنبورها براي خودشان نوعي زبان دارند.
اين دانشمند در توضيحات خود چنين مي‌گويد: «يك زنبور عسل پس از آنكه در گشت روزانه خود موفق به كشف گياهان پرشهدي در يك محل شد، بلافاصله به كندوي خود مراجعت مي‌كند تا اين خبر خوش را به بقيه زنبوران بدهد. زنبور اين عسل را بوسيله رقص مخصوصي كه در جلوي كندو مي‌كند، انجام مي‌دهد. اگر محل غذاي يافته شده در فاصله‌اي كمتر از تقريباً 100 متري كندو باشد، زنبور يك رقص دايره‌اي شكل مي‌كند يعني گاهي از عقب به جلو و گاهي از جلو به عقب روي خط سيري نظير عدد 8 پرواز مي‌كند.
زنبورهاي ديگر، با ديدن رقص فوراً متوجه مي‌شوند كه مخزني سرشار از شهد در نزديكي كندويشان پيدا شده لذا فوراً مقداري از نمونه‌اي را كه زنبور اول از اين منبع با خود آورده و در كندو گذارده است برداشته به جست و جوي آن به خارج پرواز مي‌كنند.
ولي اگر محل غذاي يافت شده در فاصله اين بيش از صد متر از كندو باشد، زنبور شكل رقص خود را عوض مي‌كند و به اين ترتيب اطلاعات بيشتر و دقيقتري در اختيار رفقاي خود مي‌گذارد. در اين حالت زنبور عسل در هشت حركت، در نيم دايره در هوا ترسيم مي‌كند كه هركدام بوسيله خط راستي به هم متصل مي‌شوند، و اين عمل را با دقت عجيبي انجام مي‌دهد. زنبورهاي ديگر با ديدن اين رقص بخوبي متوجه فاصله منبع يافت شده مي‌شوند.
طبيعي است كه زنبورها بايد علاوه بر فاصله و ميزان گلهاي يافت شده از جهتي كه اين منبع نيست به كندويشان قرار گرفته نيز اطلاع حاصل كنند. پرفسور «فن فريش» پس از آزمايشات خود متوجه شد كه زنبور رقاص اين عمل را با تنظيم ميزان انحراف خط راست رقص خود انجام مي‌دهد.
زاويه بين اين خط و يك خط قايم برابر است با زاويه موجود بين سمت منبع با محل خورشيد.
اگر محل يافت شده نسبت به كندو در سمت خورشيد باشد، زنبور رقاص خط راست رقص خود را بطور قائم از بالا به پائين ترسيم مي‌كند، و اگر اين محل درست در خلاف جهت خورشيد باشد، زنبور اين خط را از پايين به طرف بالا رسم مي‌نمايد.
نكته ديگري را كه نمي‌توان در مطلب بالا ناديده گرفت اهميت خورشيد و نفع آن براي حيوانات است كه هرگاه نور خورشيد نتابد زندگي زنبور فلج مي‌شود و اينجا حقيقت سوگند ياد كردن خدا به نور خورشيد براي ما آشكار مي‌گردد.


نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 ساعت 21:25 | لینک ثابت |

در روزگاري كه عصر پيشرفت و تكنولوژي و فن‌آوريهاي روزانه و خارق‌العاده است و هر روز با پيشرفت تكنولوژي پديده‌اي نو در زمينه علوم صناعي و الكترونيك و ارتباطات، بوجود مي‌آيد و سيطره تكنولوژي كاذب بر زندگي ما انسانها فزوني مي‌يابد و بيم از هجوم انواع تهاجمات فرهنگي بيشماري مي‌رود..
قشر آسيب‌پذير در معرض خطر جامعه‌هاي كنوني و خصوصاً مسلمانان، قشر جوان مي‌باشد كه سرنوشت و آينده هر كشوري را با اتكا به دانش و استواري در فهم آنها مي‌توان رقم زد.
برهه جواني كه سخت‌ترين دوره از لحاظ كنترل رواني و شخصيتي است اگر به درستي و با فنون علمي و روانشناسي مورد كالبدشكافي و حمايتي قرار نگيرند و همچنين ابعاد وجودي اين دوره از لحاظ مسائل درون شناختي و زيباشناختي مورد بررسي و تحقيق قرار نگيرد مطمئناً خطرساز و تخريب‌كننده است.
اين درخت پويا كه تازه حال و هواي ثمر گرفتن به خود گرفته است اگر درست رسيدگي نشود و چشم محافظان لحظه‌اي از آن به غفلت پلك بزنند... سموم كشنده فرهنگ‌هاي مخرب ريشه‌هاي آن را براي هميشه مي‌خشكاند و تنه آن را عريان خواهد كرد و برگ‌هاي ثمره‌اش را با شكوفه‌هاي اميدش هم‌سفره زمين خواهد كرد و دل اين باغبان رنج كشيده (پدر و مادر) را پر از درد خواهد كرد. اما از هر راهي و هر گوشه‌اي كه تهاجم به مرزهاي اين نوپايان نزديك شود و قصد تخريب و تضعيف و به بردگي كشيدن اين نسل را داشته باشد مي‌توان با سپري محكم از جنس معنويت در برابر آن ايستادگي كرد و اين درخت نوپا را به ثمر رساند و از آن نسل‌هاي بعدي را نيز تجديد كرد.
نمونه بارز تمامي اين سپرهاي سخت معنويت قرآن اين كتاب ناطق است كه....
قرآن آيينه روشني است كه هركس خود را در آن بنگرد تمامي عيب‌هاي ظاهري و باطنيش را به روشني درمي‌يابد و مي‌تواند با بهره‌گيري از گوشه گوشه‌هاي اين درياي عميق معرفت و شناخت به ترميم بناي ويران شده‌ زندگي خود بپردازد و آنچه را كه در باطن و ظاهر خويش عيب مي‌پندارد دور ريخته و مسير روش را براي خود و نسل آينده پديد آورد.
براي فرار از اين همه هياهوهاي توخالي كه دم از اوج فرهنگي مي‌زنند مي‌توان به نجاهاي عارفانه آندل و جان سپرد تا سدي محكم شود در برابر سيلاب وحشتناك و تندآب‌هاي تهاجمات ... جوان در حضور پرتوهاي سبز اين كتاب ناطق و بهره‌گيري از مفاهيم معنوي آن مي‌تواند زندگي خود را براي رسيدن به اهداف مادي و معنوي تضمين كند و هميشه به اين تكيه‌گاه كمال كه پناهي است از جنس حقيقت و به روشني زندگي، تكيه كند.
بياييد در مقابل اين آيينه به اصلاح شخصيت، رفتار و عقايد خود بپردازيم.

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 ساعت 21:20 | لینک ثابت |

قرآن کريم کامل ترين و جامع ترين کتاب آسماني و معجزه جاودان رسول گرامي اسلام است که از سوي خداوند براي هدايت بشر فرود آمده است؛ هديه اي آسماني که هيچ گونه تحريف و تغييري در آن رخ نداده و خداي متعال خود پاسداري و حفاظت از آن را عهده دار شده است ؛ کتابي بي همتا که اگر تمام جهانيان گرد هم آيند، نخواهند توانست متني همانند آن را بيافرينند.
هديه ارزشمند و منحصر به فردي که آخرين پيامبر خدا آن را براي رهنمون شدن بشر از ظلمت شقاوت به نور و سعادت به ارمغان آورد.
با اين همه ، انتظار آن بود که امت اسلام با اهتمام ويژه ، کتاب خدا را فرا گيرد و با تمسک به آن در عرصه هاي گوناگون فردي و اجتماعي از آن بهره مند شود و بدين سان زمينه ايجاد جامعه قرآني فراهم آيد، جامعه اي که در آن هر يک از گفتار، رفتار و عملکرد مردم جلوه اي از آيات خدا باشد؛ اما آنچه مسلم است رويکرد مسلمانان به قران ، شايسته کتاب خدا نبوده و قرآن جايگاه حقيقي خويش را در ميان امت اسلام باز نيافته است.
مهجوريت قرآن در ميان مسلمانان به عوامل و زمينه هاي فراواني وابسته است که مهمترين آنها را بر مي شماريم:


                               

مهجوريت اهل بيت
قران و عترت ، عصاره نبوت و تداوم بخش رسالت هستند که هدايت بشر را تا قيامت تضمين مي کنند. به رغم تاکيد رسول گرامي اسلام نسبت به تمسک قرآن و عترت و اعلام جدايي ناپذيري اين دو از يکديگر که در حديث ثقلين بيان شده است پس از رحلت پيامبر گرامي اسلام اقداماتي صورت گرفت تا اهل بيت ع مهجور واقع شوند.
اعراض از اهل بيت که مفسران حقيقي قرآن به شمار مي روند، موجب بزرگ ترين شکاف در ميان مسلمانان شد و دوري از دستورهاي قرآن و متروک شدن بسياري از معارف قرآن را به دنبال داشت.
ائمه اطهارع به عنوان قرآن ناطق و تبيين کننده احکام و معارف کتاب خدا رابطه جدايي ناپذيري با قرآن دارند، از اين رو مهجوريت اهل بيت به يقين به مهجوريت قرآن مي انجامد. در زيارت امام حسين در روز عرفه مي خوانيم:
«و اصبح کتاب الله بفقدک مهجورا» کتاب خدا با فقدان تو مهجور شد.
سياست جداسازي قرآن و اهل بيت که با شيوه هايي چون جلوگيري از انتقال حکومت به اهل بيت ، ممانعت از نشر احاديث و تعريف معنوي آيات قرآن همراه بود، موجب شد بسياري از احکام سياسي ، اجتماعي اسلام معطل بماند و قرآن از صحنه اجتماع و حکومت خارج شود و به مساجد، مدارس و کنج خانه ها اختصاص يابد.

نا آشنايي به نقش قرآن در زندگي انسان
انسان هر اندازه نسبت به عظمت و منزلت قرآن و نقش آن در زندگي خويش جاهل باشد، به همان ميزان شوق و ذوق او در اطاعت از آن کمتر خواهد شد. وقتي انسان نداند اين کتاب چه فايده و برکاتي براي او دارد.
رغبتي در خور توجه براي پيروي از آن نشان نمي دهد. در نتيجه ، بي اعتنايي به اين نسخه شفابخش الهي ، هم به انزواي قرآن منجر مي شود و هم انسان و جامعه از فرامين سازنده و نور هدايتش محروم خواهند شد.
متاسفانه برخي با نگرش تک بعدي به قرآن گمان مي کنند، قرآن مجموعه اي از احکام فردي و توصيه هاي اخلاقي است که پيروانش را به توصيه هاي اخلاقي ، عبادي و فردي دعوت کرده است ، غافل از آن که قرآن در زمينه هاي گوناگون از جمله مباحث اخلاقي ، سياسي ، اجتماعي ، حکومتي ، تربيتي ، جامعه شناسي ، فقهي ، اقتصادي و... دستورالعمل لازم را به پيروان خود ارائه کرده است.
امام خميني ره با موضعگيري شديد در برابر جرياني که قرآن و اسلام را از احکام سياسي ، اجتماعي تهي مي داند، مي فرمايد: «بايد به اين نادانان گفت که قرآن کريم و سنت رسول الله ص آنقدر که در حکومت و سياست ، احکام دارند، در ساير چيزها ندارند، بلکه بسياري از احکام عبادي اسلام ، عبادي سياسي است که غفلت از آنها اين مصيبت ها را به بار آورده است.
پيغمبر اسلام ص تشکيل حکومت داد، مثل ساير حکومت هاي جهان.

نگرش محدود به قرآن
قرآن کريم به عنوان آخرين کتاب آسماني که عهده دار هدايت بشر است ، از جامعيت لازم برخوردار است و معارف و آموزه هاي دستوري آن جاودانه و منطبق بر همه زمانها و مکانهاست.
امام باقرع مي فرمايد: «اگر اين گونه باشد که وقتي آيه اي درباره قومي نازل شد، پس از مرگ آن قوم ، آيه نيز بميرد، چيزي از قرآن باقي نمي ماند، ولي قرآن کريم تا آسمان و زمين هست ، جاري است.»
بي توجهي به جامعيت ، جاودانگي و باطن عميق قرآن کريم موجب شده است برخي دايره شمول بسياري از آيات را به مردم عصر نزول محدود کنند که اين نگرش نقش مهمي در ناکارآمد جلوه دادن آيات قرآن دارد و سبب ناتوان شمردن آيات در رويارويي با حوادث شده است.
محدودنگري به آيات قرآن کريم دو صورت دارد.

1-محدوديت زماني:
اين نگرش با نفي کاربردي بودن اسباب نزول آيات ، آن را محدوديتي براي فکر و انديشه تلقي مي کند.
بنابراين در توجه به اشخاص و قهرمانان و وقايع تاريخي غوطه ور مي شود، به طوري که افکار و مفاهيمي که آيات جز به تاکيد آنها نازل نشده اند فراموش مي شوند و در قصص قرآني نيز که جز به دليل عبرت آموزي نيامده اند، همين تلقي وجود دارد، در حالي که خداوند مي فرمايد:
«در سرگذشت آنها درس عبرتي براي صاحبان انديشه است.» (يوسف/111) يکي از اسباب و موجبات نزول سوره انفال ، جرياناتي است که ميان مسلمانان در غزوه بدر پديد آمد، عواملي چون کراهت و بي ميلي از شرکت در جنگ بدر، اختلاف در تقسيم غنايم پس از کامل شدن پيروزي مسلمانان ، اختلاف نظر در رفتار با اسرا که آيا پذيراي فديه گردند، يا آنها را بکشند.
گرچه سوره انفال در غزوه بدر نازل شده است ، ولي اهداف و آموزه هاي اين سوره را نمي توان در شرايط خاص منحصر ساخت ، زيرا غزوه بدر نقطه عطفي در تاريخ اسلام و بلکه در تاريخ بشريت تا قيامت شمرده مي شود و از امتياز و ويژگي جالبي برخوردار است.
آياتي که در اين جنگ نازل شده است ، متضمن دستورالعمل ها و سرمشق هايي است که همواره براي بشريت قابل بهره برداري است.
جلوه هايي از دستورالعمل هاي اين سوره عبارتند از قوانين جنگ و صلح ، غنايم و اسرا. معاهدات و پيمان ها، عوامل و موجبات پيروزي و شکست ، اسرار و رموز پيروزي و شکست ، وظايف رزمندگان در تجهيز و آمادگي براي نبردهاي پيروزي آفرين ، واگذار کردن کار به خدا پس از آمادگي لازم.
بنابر آنچه گفته شد، ماجراي جنگ بدر تنها يک حادثه تاريخي گذار نيست ، بلکه پديده اي است که در هر عصر و نسلي ممکن است تکرار شود. با نگرش عميق به حوادث مربوط به غزوه بدر و شيوه خطاب آيات ، نقش قرآن در صحنه هاي مختلف زندگي محسوس مي شود.
2-محدوديت مکاني:
محدودنگري در فضاي نزول قرآن ، باعث مي شود، آيات قرآن در فضاي کوچک و محصور نگه داشته شود و چشم انداز ديگري نداشته باشد و امکان گسترش افقهاي باز در صحنه هاي وسيع و مسائل اجتماعي ، سياسي و اقتصادي را پيدا نکند.
طبيعي است که قرآن گنجي است که تمامي ندارد و شمعي است که به خاموشي نمي گرايد و دريايي است که ژرفايش دست نيافتني است و محدوديت و تنگ نگري مربوط به ديد محدود ماست که نمي توانيم همگام با تحولات زندگي پاسخ نيازهاي خود را پيدا کنيم.
براي مثال ، هنگام تفسير آيه 71از آل عمران ممکن است فقط از يک زاويه به آن نگريسته شود که درباره آنچه اهل کتاب کتمان کرده اند، نازل شده است ، در حالي که آيه شريفه ، 2روش خبررساني استکبار جديد و قديم را مورد توجه قرار داده است:

1-شيوه اطلاع رساني گمراه کننده که با وارونه سازي خبرها صورت مي گيرد «لم تلبسون الحق بالبطل»
2-شيوه کتمان و سانسور خبري که با علم و آگاهي حقيقت پنهان مي شود «و تکتمون الحق و انتم تعلمون» با دقت در آيه شريفه روشن مي شود که کاربرد آن گستره نامحدودي از جوامع بشري را در بر مي گيرد.

فرهنگ و آداب و رسوم
فرهنگ نادرست و آداب و رسوم غلط را مي توان يکي ديگر از عوامل مهجوريت قرآن به شمار آورد. در فرهنگي که توجه مردم به قرآن با رويکردي استخاره اي ، تبرک جويانه و آمرزش مردگان صورت مي گيرد، قرآن در ميان مردم حضور دارد و محبوب است ؛ اما مهجور است.
مردم قرآن را تلاوت مي کنند و تا اندازه اي با آن آشنا هستند. اما به جاي آن که آن را براي عمل بخواهند، بيشتر به قصد ثواب و براي اموات تلاوت مي کنند. در چنين فرهنگي ، تلاوت قرآن در بسياري موارد يادآور مرگ است ، اين در حالي است که بسياري از آيات قرآن با جملاتي چون «يا ايهاالناس» و «يا ايهاالذين امنوا» که خطاب به زنده هاست آغاز شده است.
قرآن کريم ، کتاب زندگي ، قانون و عمل است که با هدف رشد، تعالي و هدايت انسان نازل شده است. امام خميني مي گويد: «ما مفتخريم و ملت سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن ، مفتخر است که پيرو مذهبي است که مي خواهد حقايق قرآني را - که سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلکه بشريت دم مي زند - از مقبره ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخه نجات دهنده بشر از جميع قيودي که بر پاي و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوي فنا و نيستي و بردگي طاغوتيان مي کشاند، نجات دهد».
از عواملي که زمينه مهجوريت قرآن را فراهم مي سازد، حجابهايي است که انسان ميان خود و قرآن ايجاد مي کند، به گونه اي که در عين ارتباط با قرآن ، از درک معارف و حقايق آن ، محروم مي شود؛ بدين صورت از فيض گسترده قرآن بي بهره مي ماند. به برخي از اين حجاب ها اشاره مي کنيم:

ساحت قدسي دست نايافتني
ترسيم چهره اي دست نيافتني و ناصحيح از قرآن کريم ، ازجمله حجابهايي است که مانع بهره مندي از اين کتاب مقدس شده و اين امر نقش مهمي در دوري مردم از قرآن ايفا کرده است ، به گونه اي که بسياري از مومنان و مخاطبان قرآن را از نعمت تدبر محروم کرده و نگرش روزآمد مفسران را به حداقل رسانده است.
از نگاه امام خميني يکي از بزرگترين حجابهاي ميان انسان و قرآن که مانع استفاده از آن شده است ، اعتقاد به آن است که جز آن که مفسران نوشته يا فهميده اند، کسي حق استفاده از قرآن شريف را ندارد و تفکر و تدبر در آيات شريفه را به تفسير به راي - که ممنوع است - اشتباه کرده اند و به واسطه اين راي فاسد و عقيده باطله ، قرآن شريفه را از جميع فنون استفاده عاري و آن را بکلي مهجور کرده اند؛ در صورتي که استفاده اخلاقي و ايماني و عرفاني به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست ، تا تفسير به راي باشد، مثلا اگر کسي از کيفيت مذاکرات حضرت موسي با خضر و کيفيت معاشرت آنها - به طوري که در کريمه شريفه «هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشدا» مذکور است - و کيفيت جواب خضر و عذرخواهي هاي حضرت موسي ، بزرگي مقام علم و آداب سلوک متعلم يا تعلم را استفاده کند، اين چه ربط به تفسير دارد، تا تفسير به راي باشد.
امام خميني ره ضمن توصيه به تدبر در آيات قرآن و درس گرفتن از آموزه هاي آن ، تفسير مطابق با برهان در موضوعات غير آيات الاحکام را از تفسير به راي جدا مي داند و معتقد است جايگاه تفسير به راي ، آيات احکام است که دست آرا و عقول از آن کوتاه است و صرفا بايد از طريق وحي اخذ شود و اکثر رواياتي که در اين باب وارد شده است ، مقابل فقهائ عامه است که مي خواستند دين خدا را با عقول خود بفهمند.
چنان که مقصود از «دين الله» در روايت «دين الله لا يصاب بالعقول» احکام تعبدي دين است ، نه علوم عقلي و مباحث اخلاقي.

انحصار در جاذبه معنوي
جاذبه معنوي ، جنبه قدسي و ماورايي کلام الهي روح را راضي مي کند و دل را به انجام صورت عبادت (تلاوت قرآن) خوش مي دارد و خاطر را مي نوازد.
جاذبه قدسي کلام الهي چندان است که کساني هم که اعماق معاني عبارات قرآني را درک نمي کنند، آن جاذبه فراگير و مرموز و خوشايند و آن نور دلگشا را حس مي کنند و به قول حافظ که:

يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
جاذبه قدسي و غيبي و ماورايي الفاظ و عبارات قرآني تا حدي است که خواننده از جذبه به هوشياري و از اشتياق به انتقاد نمي پردازد، تا از خود بپرسد که آيا وقتي با عشق و احساس مي خواند:
«و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنين و لا يزيد الظلمين الا خسارا».(اسراء/82)معناي يکايک و مجموع الفاظ اين آيه معروف قرآني چيست.
آري به قول عرفا بعضي حجاب ها ظلماني اند و بعضي نوراني و علم و اطلاعات فضل گونه و نابجا را جزو حجابهاي نوراني مي شمارند.
حال بايد گفت جنبه قدسي و جاذبه غيبي و حرمت ماورايي قرآن مجيد، در حکم يک حجاب نوراني ، در راه فهم ساده معاني ژرف کلام الله است.

گناهان
ازجمله حجاب هاي ميان انسان و قرآن ، که از مهمترين زمينه هاي مهجوريت قرآن نيز به شمار مي رود، آلوده شدن به گناه است.
در متون ديني براي گناه به جز کيفر اخروي ، آثار و پيامدهاي زيانبار بسياري برشمرده شده است. ازجمله آن که گناه سبب مي شود انسان از فهم قرآن و استفاده از معارف معنوي وحي محروم ماند و نتواند از تلاوت آيات به حقايق آنها برسد؛ زيرا با انجام گناه ، آمادگي قلب براي درک راستي ها و درستي ها از ميان مي رود.
در حقيقت ، گناه بيماري مهلکي است که انسان را از پاي درمي آورد و روح ايمان ، اطاعت و بندگي را از او سلب مي کند، تا جايي که سر از تکذيب و استهزاي آيات الهي درمي آورد.

احساس بي نيازي
احساس بي نيازي را مي توان يکي ديگر از حجابهاي ميان انسان و قرآن دانست. انسان اگر سلوک علمي و عملي خود را براي پيوند با قرآن ، خوشايند بپندارد، اين حالت حجاب و بازدارنده بزرگي است که انسان را از فيض پردامنه قرآن محروم مي سازد.
براي نمونه کسي که اهل تجويد است ، ممکن است همان علم جزيي و ارتباط ظاهري با قرآن در نظرش بزرگ جلوه کند و آن را کمال بالاترين پايه پيوند با قرآن بپندارد. يا قرآن پژوهاني که به طور معمول به وجوه قرائت ها و آراي گوناگون لغت شناسان و نزول آيات و تاريخ قرآن مي پردازند؛ چنان تصور کنند که اشتغال به همين گزاره ها بالاترين بستگي و پيوند با قرآن است.
فقه پژوهان و ديگر عالمان نيز ممکن است همان استدلال به پاره اي آيات در قالب اصطلاحات لفظي فرايافته هاي علمي را وضع خوشايند دانسته ، به آن خرسند باشند، در صورتي که اين گونه پيوندها نه تنها کافي و تمام نيست ، چه بسا براي بهره مندي هاي معنوي و خودسازي باطني در پرتو دستورالعمل هاي قرآن ، حجاب و بازدارنده است.

نوشته شده توسط مطهره سیاه مر گوئی در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 ساعت 21:6 | لینک ثابت |